پرت شدن
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 23:05
تا حالا شده با یه عطر،یه عکس،یه آهنگ،یه منظره،یه تیکه کلام،یه کتاب و خیلی چیزای دیگه پرت شی به خاطراتت؟ یه رابطه و خاطره هیچوقت تمومی نداره...
نرو
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 23:05
دم دمای صبح بود،تو گرگ و میش هوا که نشستم و بازم باهاش عاشقونه صحبت کردم،بهش گفتم نرو،نرو تا بتونم نفس بکشم،نرو تا با افتخار به همه بگم یکی دارم تا تو لحظه های تنهایی هرجا باشم باهام حرف میزنه،یعنی من حرف میزنم،نرو که هیچوقت نمیتونم با خودم مثل سیاوش قمیشی بخونم برو اگه میخای بری،که اگه رفتی روزگارم
بارون
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 23:05
میدونم تابستونه(اولین روزش)ولی عجیب دلم هوای بارون کرده،دوست دارم بارون بزنه و برم زیر بارون و بو کنم عطر بارونو و تمام خاطراتی که باهاش داشتم دوباره نقش ببنده تو ذهنم،دوست دارم با هر قطره ای که بهم میخوره تنم بلرزه،آخه هدیه ی خدا رو دوست دارم،وقتی فکر میکنم دارم هدیه خدا رو حس میکنم از خوشحالی تنم ...
سلام
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:02
سلام خیلی وقته گذشته ازآخرین وقتی که مطلبی نوشتم تو وبلاگ،شاید نزدیک شیش سال،ولی یاد خاطرات خوش اون دوران و حال و هوای خوب و شوق و ذوق خودم افتادم و دوباره نیت کردم بنویسم.اون وقتا که تازه با وبلاگ نویسی آشنا شده بودم خیلی حال میکردم با این فضا.ولی نمیدونم چی شد که فاصله گرفتم.حالا دوباره اومدم و بن...
چندوقته؟
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:02
سلام میدونی چند وقته نیومدم پیشت؟دوسالی میشه..میدونی خیلی خستم؟میدونی دلم برا تک تک لحظات پیش تو بودن یه ذره شده؟ به هرکی میگم دلم برات تنگ شده میگن چقده پیشش نبودی؟میگم دوساله!میگن این ک چیزی نیس ما ده سالی میشه نرفتیم! خب به من چه؟اصلا من آدم کم تحمل کم حوصله!چندروز بیشتر پیشت نمی مونم! برات نوشتم...